مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

84

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

ادهم قائل شود ، و در زمان فريد الدّين عطار به نوعى بوده است كه وى مىگويد : « نقل است كه چون عمرش به آخر رسيد ناپيدا شد ، چنان كه به تعيين ، خاك او پيدا نيست . بعضى گويند در بغداد است و بعضى گويند در شام است ، و بعضى گويند آنجاست كه شهرستان لوط پيغمبر ( ع ) به زمين فرو رفته است و او در آنجا گريخته است از خلق و هم آنجا وفات كرده است » . ابراهيم ادهم را در شمار محدّثين نيز آورده‌اند و نسخه‌اى نيز از كتابى به نام جزء فيه مسند احاديث ابراهيم بن ادهم الزاهد در دار الكتب قاهره موجود است . ولى ظاهرا در اواخر عمر نقل و روايت حديث را رها كرد . از قول او آورده‌اند كه گفت : سه چيز مرا از اين كار بازداشت : يكى شكر نعمت ، ديگر استغفار از معصيت ، سديگر آماده شدن براى مرگ . در بعضى از منابع متأخر شيعى آمده است كه ابراهيم ادهم در مكه به خدمت امام محمّد باقر ( ع ) رسيد و از بركات و انفاس او بهره گرفت و طبق رواياتى كه نقل كرده‌اند وى در كوفه ، هنگامى كه امام صادق ( ع ) از آن شهر عازم مدينه بود ، همراه با جمعى از علما به مشايعت آن حضرت رفت . ولادت ابراهيم ادهم را در حدود 100 ق / 718 م نوشته‌اند . خروج او از بلخ طبق اغلب روايات در روزگار جوانى بوده و اگر گريختن او از پيش ابو مسلم ، چنان‌كه قبلا اشاره شد ، درست باشد ، بايد در حدود 130 تا 132 ق از بلخ بيرون رفته باشد . به‌هرحال ارتباط او با امام باقر ( ع ) كه در 114 ق / 732 م وفات يافته دور از احتمال است ، هرچند كه نام او را در شمار راويان حديث از آن حضرت آورده‌اند . بااين‌همه دور نيست كه با امام صادق ( ع ) ملاقات كرده باشد . بودن او در كوفه و مكه و مدينه ، در زمان حيات امام صادق ( د . 148 ق / 765 م ) و مشابهت برخى از سخنان او با اقوالى كه از آن حضرت نقل شده ، انتساب او به قبيلهء بنى عجل كه به دوستى اهل بيت شهرت داشتند و نيز انتساب او به قبيلهء بكر بن وائل كه گروهى از آنان پيروان على ( ع ) بودند مىتواند از نوعى ارتباط يا ارادت او به خاندان نبوت حكايت كند ، ولى هيچ‌يك از اين اشارات دليل بر تشيع ابراهيم ادهم نيست ، و در كتبى كه قدما در رجال نوشته‌اند ، نام او در شمار پيروان ائمه اطهار نيامده است .